ورود به سايت
بررسي مقايسهاي غلظت ماهانه پروتئين و اوره شير بز و ميشدر يک دورهی شيردهی
بررسي مقايسهاي غلظت ماهانه پروتئين و اوره شير بز و ميشدر يک دورهی شيردهیرامين عليقلي1، رضوی روحانی سيدمهدي2، بوداغي كريم31- گروهعلوم باليني، دانشكده دامپزشكي، دانشگاه اروميه، 2- گروه كنترل كيفي، دانشكده دامپزشكي، دانشگاه اروميه 3- دانش آموخته دكتري دامپزشكي، دانشگاه اروميهچكيده غلظت ماهانه پروتیئن و اوره شير بز و ميش و ارتباط بین آنها در 220 بز و 136 ميش از ابتدا تا ماه پنجم شیردهی مطالعه گرديد. مقدار50 ميليليتر شير تهيه، اوره شیر به روش برتوله در دستگاه اسپكتوفتومتري و پروتئين به روش تیتراسیون ارزيابي شدند. ميانگين پروتئين شير بز از اولين تا پنجمين ماه شيردهي و مجموع به ترتيب 68/3، 43/3، 89/3، 29/4، 92/3 و 88/3 درصد، اوره شير بز 2/35، 9/30، 7/19، 27، 4/35 و 6/28 ميليگرم در دسيليتر و اوره شير ميش 7/21، 9/41، 2/41، 9/36، 2/50 و 7/36 ميليگرم در دسيليتر تعيين گرديد. كمترين غلظت پروتئين شير بز در ماه دوم و بيشترين آن در ماه چهار شيردهي بوده است. اوره شير بز سير نزولي نامنظم و اوره شير ميش سير صعودي تا 5 ماه را نشان ميدهد. دامنهي تغييرات پروتئين، اوره شير بز و ميش در طي شيردهي به ترتيب بين 5/1 تا 5/7 درصد، 27/7 تا 7/72 و 9/11 تا 1/89 ميليگرم در دسيليتر متغير بود. مقايسه ميانگين غلظت پروتئين و اوره شير بز و ميش در پنج ماه شيردهي معنيدار بوده است (P<0.01). غلظت پروتئين شير بز در ماه اول و دوم شيردهي با ماه چهارم شيردهي، غلظت اوره شير بز در ماه سوم با بقيه ماهها (P<0.05) و غلظت اوره شير ميش در ماه اول با تمامي ماهها معنيدار بوده است (P<0.05). نتايج آناليز همبستگي بين پروتئين و اوره شير بز در ماههاي مختلف رابطه معنيداري را نشان نداد. همچنين بين اوره شير ميش در ماههاي شيردهي رابطهاي مشاهده نگرديد ولي بين اوره شير ماه دوم با ماه چهارم (r=0.40, P<0.01)، پروتيئن شير ماه سوم با اوره شير ماه چهارم (r=0.41, P<0.01) و پروتيئن شير ماه چهارم با اوره شير ماه سوم (r=0.45, P<0.01) بز روابطي را نشان ميدهند. لذا ميتوان گفت كه ميانگين پروتيئن و اوره شير بز و میش در طي شيردهي متفاوت، ناشي از فعاليتهاي متابوليكي يا فيزيولوژيكي بوده و در حدود اشاره شده در منابع ميباشد. حضور اوره در شير بز و ميش مشخص بوده، مقدار آن در شير ميش بيشتر از بز بوده كه از نظر اقتصادي و بهداشتي نيازمند بررسي است. فقدان ارتباط بين اوره با پروتيئن شير نشانگر مستقل بودن مكانيسم توليد آنها از يكديگر ميباشد.واژه هاي كليدي: بز، میش، شير، پروتئين، اوره. مقدمهدر بين تركيبات غذايي، پروتئين بهعنوان ساختار اصلي بدن در رشد، توليد و توليدمثل جايگاه خاصي دارد. منشاء پروتئين خون و شير، غذا بوده و ارتباط بين آنها محرز است (13). بر طبق گزارشات FAO 50% نياز پروتئین روزانه انسان الزاماٌ بايستي منشاء دامي مخصوصاٌ شیر و فرآوردهای آن باشد. هدف اوليه ترشح شير تغذیه نوزادان بوده ولي شير حاوی پادتنهائی است كه در محافظت نوزادان از عفونتها مهم میباشد. شير گوسفند و بز بعلت مواد جامد فراوان ارزش اقتصادي زيادي دارد. شیر بز در تغذیه نوزادان حساس به شیر گاو كارائي داشته و اثرات ضد سرطانی آن همچنان مطرح میباشد. پروتئين شير در گونههای دامي متفاوت بوده و براي گوسفند و بز بين 5/3 تا 4 درصد ذكر ميشود. عوامل ژنتیکی، محيطي و مرحله شیردهی در پروتئين شير موثر ميباشند (16). شیر بز به واسطه مقادير كم کازئین آلفا S1سهلالهضم بوده و بعلت فقدان آگلوتینین هموژنیزه است. عليرغم محاسن فراوان شير، گاهي مواد غيرطبيعي و مضر در آن يافت شده كه در ارزش بهداشتي و اقتصادي آن تاثير ميگذارد مانند اوره كه ماحصل متابوليسم پروتئينها بوده و در شير نمود مييابد (16). منابع غلظت اوره شير را 15 تا 40 ميليگرم در دسيليتر ذكر ميكنند (7). اوره در طي شيردهي (2)، آبستني و زايمان (20، 15) و لاغري (9) تغيير مييابد. اوره شير با كاهش انرژي جيره افزايش يافته ( 5، 4، 2) و افزايش پروتئين جيره اوره شير را افزايش ميدهد (2). نظر به تائيد حضور اوره در شير هنوز معايب و محاسن اوره در شير و تاثير آن در كيفيت اقتصادي و بهداشتي آن موجود نبوده و حد قابل تحمل آن نيز مشخص نشده است. اين مطالعه در مرحله اول ضمن تائيد و تعيين غلظت اوره در شير گوسفند و بز، تغييرات ماهانه آن را در يك دوره شيردهي به شكل مقايسهاي مطالعه نموده، تا باب مطالعه براي تعيين آستانه تحمل اوره در شير از ابعاد اقتصادي و بهداشتي گشوده شود. اهداف اين مطالعه عبارتند از: 1- تعيين و مقايسه مقادير پروتئين و اوره شير بز و ميش در يك دورهي شيردهي 5 ماهه. 2- مقايسه ماهانه پارامترهاي فوق در بز و ميش. 3- تعيين ارتباط احتمالي بين پروتئين و اوره شير در ماههاي مختلف شيردهي. مواد و روش كار تعداد 220 راس بز و 136 راس ميش تازه زايمان كرده از نژادهاي بومي اروميه در سالهاي 84-1383 با سن تقريبي بالاي 2 سال بطور تصادفي انتخاب شدند. تعداد بزهاي يك تا 5 ماه شيروار به ترتيب 39، 44، 54، 52 و 31 راس و ميشها به ترتيب 32، 32، 31، 29، و 12 راس بودند. از هر دام يك بار نمونه شير تهيه گرديد. دامها همگي يك قلوزا بودند. شيوه پرورش به صورت باز، صبح تا عصر در مراتع اطراف و شبها در بهاربند يا آغل بودند. دامها از علوفه مراتع استفاده نموده و مكمل يا كنسانتره، جو و كاه دريافت نميكردند. پوشش مرتعي مناطق مورد مطالعه شامل علوفههاي غلات و حبوبات بودند. نمونه شير به صورت ماهانه و به مدت 5 ماه از ابتداي زايمان و شيرواري تا انتهاي دوره شيردهي (5 ماهگي) تهيه شدند، نمونهگيري از اوائل دي شروع و نهايتاٌ تا اوائل خرداد بطول انجاميد. مقدار 50 ميليليتر شير از هر دو كارتيه دامها در ظروف تهيه نمونه دوشيده شده و پس از ثبت اطلاعات منطقه، دامدار و شماره نمونه به آزمايشگاه ارسال ميشد. مقدار 10 ميليليتر از شير براي ارزيابي اوره و 40 ميليليتر براي تعيين پروتئين شير اختصاص يافت. نمونه شير بز براي تعيين پروتئين و اوره شير استفاده گرديد ولي از شير ميش براي تعيين غلظت اوره استفاده شد. بههنگام اخذ شير، پستان ها معاينه شده و شير كاملاٌ سالم تهيه گرديد. نمونهها حاوي آغوز يا شير اوليه نبودند. نمونهها ابتدا در يخچال نگهداري شده تا چربي منعقد و سفت گردد. شيرها با دور 3000 در دقيقه بمدت 5 دقيقه سانتريفوژ و چربي شير خارج گرديد. سپس كازئين شير توسط اسيد كلريدريك 1/0 نرمال ترسيب و سرم شير آزاد شد. اوره با روش آنزيمي اورهآز (Berthelot) و كيت شركت زيست شيمي در دستگاه اسپكتوفتومتري اندازهگيري شد. پروتئين شير نيز به روش تيتراسيون فرمل اندازهگيري شد. از نرم افزار SPSS11 و با استفاده از آزمون آماري Case Summaries ميانگين، انحراف استاندارد و دامنه پارامترها تعيين گرديد. از آناليز واريانس يك طرفه (ANOVA) جهت مقايسه ميانگينها استفاده شد. آزمون همبستگي (Pearson) جهت تعيين ارتباط بين متغيرها بكار رفت. نتايج ميانگين و انحراف استاندارد پروتئين شير بز در پنج ماه دوره شيردهي به ترتيب 13/0±68/3، 13/0±43/3، 10±/89/3، 12/0±29/4، 23/0±92/3 و براي مجموع نمونهها (220 نمونه) 06/0±88/3 درصد بوده است. كمترين غلظت در ماه دوم و بيشترين آن در ماه چهارم شيردهي بوده است (نمودار 1). دامنهي تغييرات پروتئين شير در يك دوره شيردهي از 5/1 تا 5/7 درصد متغير بوده است. غلظت پروتيئن شير از ماه دوم شيردهي سير صعودي تا چهار ماه را طي نموده، سپس تدریجاٌ کاهش يافته و به مقدار اولیه خود نمی رسد (نمودار 1). جدول 1: ميانگين، انحراف استاندارد و دامنه غلظت اوره شير در يك دوره شيردهي در بز و ميش دام ها بز ميش پارامترها تعداد ميانگين± انحراف استاندارد دامنه تعداد ميانگين± انحراف استاندارد دامنه ماه اول 39 88/1±2/35 2/68-8/19 32 24/1±74/21 14-4/37 ماه دوم 44 91/1±9/30 6/61-97/10 32 91/1±88/41 22/8-64 ماه سوم 54 33/1±7/19 55-74/7 31 51/1±24/41 3/26-56 ماهچهارم 52 69/1±/27 7/72-67/9 29 65/2±99/36 9/11-1/89 ماه پنجم 31 02/2±4/35 8/50-54/13 12 83/4±24/50 5/34-78 مجموع 220 87/0±6/28 7/72-74/7 136 21/1±69/36 1/89-9/11 جدول1 ميانگين، انحراف استاندارد و دامنه غلظت اوره شير را در 220 بز و 136 ميش در پنج ماه دوره شيردهي نشان ميدهد. كمترين غلظت اوره شير بز در ماه سوم و بيشترين در پنجمين ماه شيردهي بوده است (نمودار 2). در ميش كمترين غلظت در ماه اول و بيشترين در ماه پنجم شيردهي بوده است (نمودار 3). دامنهي تغييرات اوره شير بز در پنج ماه شيردهي از 74/7 تا 7/72 و ميش 9/11 تا 1/89 ميليگرم در دسيليتر متغير بوده است. بر اساس نمودار 2 غلظت اوره شير بز سير نزولي تا سومين ماه شيردهي را طي نموده سپس تدريجاٌ افزايش و به حالت اوليه ميرسد. اوره شير ميش سير صعودي منظمي را تا پايان دوره شيردهي طي نموده و مقدار آن از روز اول شيردهي نيز بيشتر بوده است (نمودار 3). جدول2 مقايسه ميانگين غلظت پروتئين و اوره شير بز و ميش را در يك دوره پنج ماهه شيردهي نشان ميدهد. ميزان پروتيئن و اوره شير بز و ميش در بين ماههاي شيردهي بطور معنيداري متفاوت بوده است (P<0.01). غلظت پروتئين شير بز در ماه اول و دوم با ماه چهارم شيردهي متفاوت بوده است (P<0.05). غلظت اوره شير بز در ماه سوم با بقيه ماهها، چهارم با اول و پنجم متفاوت بوده است (P<0.05). غلظت اوره شير ميش در ماه اول با تمامي ماهها و ماه چهارم با پنجم معنيدار بوده است (P<0.05). جدول 2: مقايسه ميانگين (ANOVA) غلظت پروتئين و اوره شير بز و اوره شير ميش در يك دوره شيردهي پارامترها Sum Square df Mean Square F-value Probability پروتئين شير بز 01/23 4 75/5 42/5 000/0 اوره شير بز 9/7651 4 9/1912 4/14 000/0 اوره شير ميش 10860 4 2/2715 2/22 000/0 P<0.01 نتايج آناليز همبستگي (Pearson) بين پروتئين و اوره شير بز در ماههاي مختلف شيردهي نشان ميدهد كه هيچ رابطه معنيداري وجود ندارد. ، همچنين بين پروتئين و بين اوره شير بز در ماههاي مختلف شيردهي وجود رابطه بين اوره شير ماه دوم با ماه چهارم (r=0.40, P<0.01)، پروتيئن شير ماه سوم با اوره شير ماه چهارم (r=0.41, P<0.01)، پروتيئن شير ماه چهارم با اوره شير ماه سوم (r=0.45, P<0.01) را نشان ميدهند. در خصوص ارتباط بين اوره شير ميش در ماههاي مختلف شيردهي نيز رابطهاي مشاهده نگرديد. بحث نشخوارکنندگان مخصوصاٌ گوسفند و بز در تامين غذاي انسان نقش حياتي دارند. آنها با توليد پروتئین های ضروری در گوشت و شير نقش محافظتی در رشد و سلامتي دارند. از متابولیسم پروتيئن ها اوره بعمل آمده كه بعنوان يك متابوليت زائد از ادرار و عرق دفع می شود. محققان به وجود اوره در شير اذعان نموده ولي از اثرات سوء آن در اقتصاد شیر و بهداشت آن گزارشی ننموده اند. لذا حضور اوره در شير دامهای خوراکی بعنوان یک راه تخلیه، تعیین تغييرات آن در شيرواري، ارتباط آن با پروتئين شير، متابوليسم و منشاء توليد اوره در پستان يا خون و مقایسه اوره در شير گونه های دامی از انگيزه هاي مطالعاتي محسوب می گردند. ميانگين پروتئين شير بز در يك دوره شيردهي با مقادير ذکر شده در منابع (4%) همخواني دارد. در بين دامها پروتئين شير ميش بيشترين (74/7%) و بز كمترين ميزان (38/2%) را داراست (17) همانگونه كه در اين مطالعه مشاهده گردید. ولي Oliszewski (2002) پروتئين شير بز را تا 13/5% گزارش كرده است. تغييرات پروتئين شير در طي 5 ماه شيردهي در اين مطالعه توسط محققان دیگر نیز گزارش شده است (8، 6). تغییرات پروتئین شیر مي تواند كيفيت شير را در تهيه پنيرهاي سفت و نيمه سفت تعيين نمايد. ميزان پروتيئن شیر، خون و ساير ترشحات بدن تابعي از پروتيئن جيره بوده (3) که بسته به گونه دامي، سن، رشد، توليد و توليد مثل متفاوت بوده و معادل 13% می باشد (13). پروتيئن شير بزها بيشتر از شير انسان و در بومي ها بيشتر از اصلاح شده مي باشد. افزايش كازئين و پروتيئن تام موجب بهبود پروتيئن شير شده (8) ولی بالانس منفي انرژي تغييري در پروتئين شير ایجاد نمی کند (1). افزايش صعودي پروتيئن شير در دوره ي شيردهي می تواند به علت توليد تدريجي شير و كاهش حجم شیردر اواخر شيردهي باشد. ميانگين غلظت اوره شير بز با مقادیر ذکر شده در منابع (10) مطابقت مي نمايد. اوره شير بز از10 تا 30 ميلي گرم در دسي ليتر متغیر بوده و میزان آن کمتر از اوره شير ميش می باشد. اوره خون در دام آبستن 67% افزايش و در هنگام شيرواري 36% كاهش مييابد (12). کاهش اوره خون در شیردهی نتیجه کاهش متابولیسم پروتئین ها بوده و یا اينكه مقداری از آن در شیر تخلیه می گردد. در صورتیکه عدهاي اوره خون دام آبستن را بيشتر از دام شيروار میدانند (19). نتايج جدول 1 نشانگر كاهش معنيدار اوره شير بز در طي دوره ي شيردهي بوده در صورتیکه در شیر ميش افزایش معنی دار بوده و بیانگر عامل بودن گونه دامی در میزان اوره شیر است. پائينترين كاهش در ماه سوم شيردهي بوده در حالیکه در شیر میش بالاترین افزایش تا آخر شیرواری بوده است. Tadich و همكاران (1994) حداكثر ميزان اوره شير را در ماه دوم شيرواري ذكر نموده كه سپس كاهش مي یابد. Bed و همكاران (1997) معتقدند كه سطح اوره شير با افزايش مقدار شير افزايش مي يابد. به طوري كه در ماههاي آخر شيرواري به حداكثر خود رسيده كه تنها با نتايج شیر میش منطبق می باشد. Haenlein (2003) تغييرات اوره شير را بسیار جزئي و ثابت ذکر کرده است. نتايج مطالعات فوق نشان می دهد که ميزان اوره شير در دوران شيردهي ثابت نبوده و تحت تاثير گونه دامي با منشاء تغذيه و متابوليسم بدن متفاوت باشد. سایر عوامل موثر در اوره شير را می توان كاهش انرژي جيره (4). كاهش وزن و رشد ذکر نمود (9)، Gforer و Koch (1985) معتقدند كه مرحله شيرواري تاثيري در ميزان اوره شير ندارد. Cannas و همكاران (1998) معتقدند كه با افزايش درصد پروتئين خام جيره اوره شير نيز افزايش مي يابد. میزان اوره شیر در هنگام تغذیه در صبح بیشتر از تغذیه در عصر بوده است (11). ضمناٌ مصرف فرمآلدئيد سبب كاهش 20% اوره شير بزها شده است (8). اثرات سوء اوره در شير دامها بايستي بررسي گردد. فقدان اوره در شير از نقاط مثبت و افزايش آن از نظر بهداشتي، نگهداري و اقتصادي شیر منفی تلفی شده و منابع اشاره اي به آن ننموده اند. فقط معدودي از محققين ميزان اوره شير را از اندیکاسیونهای تشخیصی در تعیین انرژي و پروتئين جيره ذکر کرده اند (2).عدم وجود رابطه بین پروتئین و اوره شیر نشانگر مستقل بودن اوره و پروتئین شیر در روند تولید آنهاست. وجود روابط جزئی و کم بین اوره در دوران شیردهی بز و فقدان آن در شیر میش قابل اعتماد نبودن این ماده در شیر را اثبات نموده لذا نمی تواند ارزش تشخيصي داشته باشد. معدودي از اين ارتباطات توسط محققين گزارش شده است. Ropstad و همكاران (1989) بين اوره و پروتيئن شير گاو رابطه معنيداری (45/0=r) را گزارش نموده كه با نتايج اين مطالعه همخواني ندارد Cannas و همكاران (1998) بين اوره شير و انرژي غذا و بين اوره شیر و پروتئين غذا روابطی را تعريف ميكنند. در خاتمه مي توان گفت كه ميانگين پروتيئن و اوره شیر بز در حدود ذکر شده در منابع بوده و میزان آن از شیر میش به مراتب کمتر مي باشد. وجود اختلاف در ماه هاي شيردهي تاثیر عوامل متابوليكي و هضم و جذب در دام را نشان داده كه اختلافات مذكور بيولوژيك نمي باشند. فقدان رابطه بين اوره و پروتيئن شیر و همچنین عدم وجود رابطه منظم و ثابت در اوره شیر بزها و میش ها در زمان شیردهی اهمیت و ارزش تشخيص تعيين اوره شير را مردد می نماید. و سرانجام از نظر میزان اوره، شیر بز سالم تر از شیر میش می باشد. References1. Agus, A. and Bocquier, F. (1995). Contribution of body reserves to milk production in under nutrition ewes. IV symposium International fur la nutrition des Herbivores, Clermont, September 1995. Annales de Zootechnic., 44: 320-21.2. Bed, S.; Nikodemusz, E.; Gunndel, K. and Nagy, Z. (1997). Relation of plasma concentration of urea, glucose and total protein to Milk levels of urea, lactose and protein of grazing ewes during lactation. Arch. Tierz. Dummerstorf, 40: 265-75.3. Bocquier, F. and Caja, G. (1998). Effects of nutrition on ewes’ milk quality, Comparative FAO network on sheep and goats, Nutrition sub-network, 3-5 Sept., Grignon, France. 4. Cannas, A.; Pes. A.; Mancuso, R.; Vodret, B. and Nudda, A. (1998). Effect of dietary energy and protein concentration on the concentration of milk urea nitrogen in dairy ewes. J. Dairy Sci., 81: 499-508.5. Egal, E. and Folman, Y. (1978). The nutrition of dairy sheep. Milk production in Boyazolgu. T.T. Treacher (Ed). EAAP publication; 23: 84-93.6. Fekadu. B.; Soryal, K.; Van Hekken, D.; Bah, B. and Villaquiran, M, (2005). Changes in goat milk composition during lactation and their effect on yield and quality of hard and semi-hard cheeses. Small Ruminant Research, 59: 55-63. 7. Gfrorer, F. and Koch, G. (1985). Determination of the urea content of milk in general practice. Tieraztl prax., 13: 559-63.8. Haenlein, G. (2002). Composition of goat milk and factors affecting it. http;//ag. udel.extension/information/goatmgt/gm-09.htm.9. Kecec, T. (2003). Effect of low Birth weight on serum thyroid hormones, glucose, urea and blood pH in new borne lambs. Turk J. Vet. Anim. Sci., 27:395-9.10. Khaled, N.F.; Illek, J. and Gajdusek, S. (1999). Interactions between nutrition, blood metabolic profile and milk composition in dairy goats. Acta Vet, 68: 253-58.11. Miettinen, H. and Huhtanen, P. (1989). The concentrations of blood metabolites and the relations between blood parameters, fatty acid composition of milk and estimated ME-balance in dairy cows given grass silage adlibitum with five different carbohydrate supplements. Acta. Agric. Scand., 39:319-330.12. Nbibualonji, B.B; Rodrigues, M.N.; Dehareng. D. and Godeau, J.M. (1998). Effects of late pregnancy and early lactation on renal urea handling in corriedale ewes. J. Agric. Sci., 130: 213-6.13. Naylor, J.M. and Ralstone, S.L. (1991). Large animal clinical nutrition, Mosby, Year book, Inc, Missouri USA, PP: 24-48.14. Oliszewski, R.K.; Rabasa, E.A.; Fermandez, L.J. and Poli, A.M. (2002). Milk chemical composition and cheese yield of Serrana Creole goat in northwest Argentina. Zootecnia Tropical, 20: 68-71.15. Pulina, G.; Beneini, R. and Rassu, S.P.G. (1996). Relation between birth weight of lamb milk production in ewes. Sto. Arstvo., 50:199-203.16. Radostits, O.M.; Gay, C.C.; Blood, D.C. and Hinchcliff, K.W. (2000). Veterinary Medicine, 9th Edn., Harcout Publishers Ltd, London, PP.: 1417-1420.17. Rashida, K; Tooqeer, A. and Bushra, M. (2004). Comparative analysis of quality of milk collected from buffalo, cow and sheep of Rawalpindi Islamabad region in Pakistan. Asian J Plants Sci, 3:300-5.18. Ropstad, E.; Vik-Mo, L. and Refsdal, A.O/ (1989). Levels of milk urea, plasma constituents and rumen liquid ammonia in relation to the feeding of dairy cows during early lactation. Acta Vet Scand. 30:199-208.19. Shetaewi, M. and Daghash, H.A. (1994). Effects of pregnancy and lactation on some biochemical components in the blood of Egyptian coarse- wool ewes. Institute Vet. Med. J., 30: 64-73.20. Tadich, N.; Wittwer, F.; Gallo, C. and Jorquera, M. (1994). Effecto de un programa de salud en ovinus sobre la condition corporal y los valores sanquines de-B-hidroxibutirato, hematocrite Y urea, In: Arch. Med., 26: 43-50, Abstract.
رامين عليقلي1، رضوی روحانی سيدمهدي2، بوداغي كريم3
1- گروهعلوم باليني، دانشكده دامپزشكي، دانشگاه اروميه، 2- گروه كنترل كيفي، دانشكده دامپزشكي، دانشگاه اروميه
3- دانش آموخته دكتري دامپزشكي، دانشگاه اروميه
غلظت ماهانه پروتیئن و اوره شير بز و ميش و ارتباط بین آنها در 220 بز و 136 ميش از ابتدا تا ماه پنجم شیردهی مطالعه گرديد. مقدار50 ميليليتر شير تهيه، اوره شیر به روش برتوله در دستگاه اسپكتوفتومتري و پروتئين به روش تیتراسیون ارزيابي شدند. ميانگين پروتئين شير بز از اولين تا پنجمين ماه شيردهي و مجموع به ترتيب 68/3، 43/3، 89/3، 29/4، 92/3 و 88/3 درصد، اوره شير بز 2/35، 9/30، 7/19، 27، 4/35 و 6/28 ميليگرم در دسيليتر و اوره شير ميش 7/21، 9/41، 2/41، 9/36، 2/50 و 7/36 ميليگرم در دسيليتر تعيين گرديد. كمترين غلظت پروتئين شير بز در ماه دوم و بيشترين آن در ماه چهار شيردهي بوده است. اوره شير بز سير نزولي نامنظم و اوره شير ميش سير صعودي تا 5 ماه را نشان ميدهد. دامنهي تغييرات پروتئين، اوره شير بز و ميش در طي شيردهي به ترتيب بين 5/1 تا 5/7 درصد، 27/7 تا 7/72 و 9/11 تا 1/89 ميليگرم در دسيليتر متغير بود. مقايسه ميانگين غلظت پروتئين و اوره شير بز و ميش در پنج ماه شيردهي معنيدار بوده است (P<0.01). غلظت پروتئين شير بز در ماه اول و دوم شيردهي با ماه چهارم شيردهي، غلظت اوره شير بز در ماه سوم با بقيه ماهها (P<0.05) و غلظت اوره شير ميش در ماه اول با تمامي ماهها معنيدار بوده است (P<0.05). نتايج آناليز همبستگي بين پروتئين و اوره شير بز در ماههاي مختلف رابطه معنيداري را نشان نداد. همچنين بين اوره شير ميش در ماههاي شيردهي رابطهاي مشاهده نگرديد ولي بين اوره شير ماه دوم با ماه چهارم (r=0.40, P<0.01)، پروتيئن شير ماه سوم با اوره شير ماه چهارم (r=0.41, P<0.01) و پروتيئن شير ماه چهارم با اوره شير ماه سوم (r=0.45, P<0.01) بز روابطي را نشان ميدهند. لذا ميتوان گفت كه ميانگين پروتيئن و اوره شير بز و میش در طي شيردهي متفاوت، ناشي از فعاليتهاي متابوليكي يا فيزيولوژيكي بوده و در حدود اشاره شده در منابع ميباشد. حضور اوره در شير بز و ميش مشخص بوده، مقدار آن در شير ميش بيشتر از بز بوده كه از نظر اقتصادي و بهداشتي نيازمند بررسي است. فقدان ارتباط بين اوره با پروتيئن شير نشانگر مستقل بودن مكانيسم توليد آنها از يكديگر ميباشد.
واژه هاي كليدي: بز، میش، شير، پروتئين، اوره.
دام ها
بز
ميش
پارامترها
تعداد
ميانگين± انحراف استاندارد
دامنه
ماه اول
39
88/1±2/35
2/68-8/19
32
24/1±74/21
14-4/37
ماه دوم
44
91/1±9/30
6/61-97/10
91/1±88/41
22/8-64
ماه سوم
54
33/1±7/19
55-74/7
31
51/1±24/41
3/26-56
ماهچهارم
52
69/1±/27
7/72-67/9
29
65/2±99/36
9/11-1/89
ماه پنجم
02/2±4/35
8/50-54/13
12
83/4±24/50
5/34-78
مجموع
220
87/0±6/28
7/72-74/7
136
21/1±69/36
1/89-9/11
Sum Square
df
Mean Square
F-value
Probability
پروتئين شير بز
01/23
4
75/5
42/5
000/0
اوره شير بز
9/7651
9/1912
4/14
اوره شير ميش
10860
2/2715
2/22
نام و نام خانوادگی (الزامی)
پست الکترونیکی (الزامی)
وب سایت
ارسال نظر به این مطلب را از طریق ایمیل به من اطلاع بدهید
کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت بهاداره کل دامپزشکی آذربایجان غربی متعلق می باشد.